على اصغر شميم

201

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

عثمانى به سنگ خورد . درويش پاشا بار ديگر دست به يك مانور سياسى ناشيانه زد . بدين‌ترتيب كه مفاد نامه‌اى را كه سلطان مراد رابع ( 1032 - 1049 هجرى قمرى ) درباره‌ى سرحدات دو دولت به شاه صفى پادشاه صفويه نوشت و نسبت به بعضى از نواحى سرحدى ادعا كرده بود ، مستمسك قرار داده نسبت به نواحى مرزى دولتين در كردستان و آذربايجان و كرمانشاهان و لرستان دعاوى جديدى را مطرح ساخت و درصدد قبولاندن مفاد سؤال و جواب فوق الذكر به ايران برآمد و چون مشير الدوله به هيچ‌وجه ايرادات و ادعاهاى نماينده‌ى عثمانى را نپذيرفت ، بنا به ميانجىگرى نمايندگان واسطه قرار بر اين شد كه خلاصه‌ى مذاكرات و نتايج آن به اطلاع دربارهاى ايران و عثمانى برسد و بدين‌ترتيب كار كميسيون معوق ماند و هريك از نمايندگان به طرفى رفتند . مشير الدوله گزارش كار خود را به پايتخت فرستاد و خود در دزفول به انتظار دستور شاه باقى ماند . در ماه ذى القعده سال 1267 هجرى از پايتخت به مشير الدوله دستور رسيد كه كار تحديد حدود را از قسمت زهاب آغاز كند . اعضاى كميسيون سرحدى در ربيع الاول سال 1268 هجرى ( پس از عزل و قتل اميركبير ) در زهاب حاضر شدند و مدتى نيز به گفتگو پرداختند ولى از اين گفتگو نيز به علت اشكال‌تراشى نماينده‌ى عثمانى نتيجه به دست نيامد . نمايندگان روسيه و انگليس پس از سه سال و كسرى شركت در كميسيون حل اختلاف ، به اين نتيجه رسيدند كه توافق بين نمايندگان عثمانى و ايران امكان‌پذير نخواهد بود « 1 » و به همين جهت تصميم گرفتند كه از كوه آغرى كوچك ( آرارات كوچك ) تا مصب اروندرود در خليج‌فارس را نقشه‌بردارى كنند و خط سرحد و نقاط مرزى را روى نقشه تعيين نمايند . نماينده‌ى ايران با اين پيشنهاد موافقت نمود ، ليكن درويش پاشا آن را رد كرد و كميسيون منحل گرديد و مشير الدوله به تهران بازگشت . نقشه‌بردارى و تحديد حدود نمايندگان روسيه و انگليس بنابر تصميمى كه گرفته بودند ، كار نقشه‌بردارى از مرزها را

--> ( 1 ) - امناى دولت عثمانى معتقد بودند كه ميرزا تقى خان وزير نظام نماينده‌ى ايران با زبردستى و مهارت سياسى كار عهدنامه را به نفع ايران و به ضرر عثمانى تمام كرده است و اين استنباط كاملا درست بود ، زيرا نماينده‌ى وطن‌دوست ايران دقيقه‌اى منافع ايران را در عقد قرارداد از نظر دور نداشت . اما مورخ بسيار منصف ( ! ! ) لسان الملك سپهر ميرزا تقى خان را بىاطلاع « از حدود ايران و تقسيم سلاطين باستان » دانسته و انجام چنان مأموريت دشوارى را بر آن مرد بزرگ خرده گرفته است .